وقتی مال ِ یه دنیای دیگه باشی تو اتاق خوابت هم غریبی ...
چه برسه وسط قهقهه ی آدمایی که دلشون یه ذرم واسه خودشون تنگ نشده
میدونی ؟ دنیا یه وقتایی هر کاریش بکنی سفید نیست ...
حالا هی واسش خط و نشون بکش ... هی صندلی پیدا کن بذار زیر پاهات
آسمون اگه تونسته این همه دوری کنه یه وجب که دیگه براش چیزی نیست
میدونی دردم چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غریبـــــــــــــــــــــ ـــــــــم
زبون ِ مورچه های این شهرو هم می فهمم اما باز غریبم
اونقدر زبونشونو می فهمم که میدونم چرا همیشه دسته جمعی حرکت می کنند
غریبم نه اینکه هیچ کی تو عکس یادگاری واسم شاخ نذاره ها
نه ...غریبم ... چون یه آلبوم دارم که وقتی بازش میکنم
جای خالی اونقدر داره که " ... " هم پرش نمی کنه ....
غریبم
مثل زنگ تفریحی که زنگ بعدیش امتحان داری و کوفتت میشه
مثل ساک یه سرباز که جاش اون ته ِ ته ِ اتوبوسه ............
تقصیر شناسنامه ام که نبود ...شیر خشکم هم اصل ِ اصل بود
فقط واسه فهمیده شدن ، دنیا رو اشتباه اومدم
آره لعنتی ... به سرم زده ...
راه برم ... راه بـــــــــــــــــــرم ... اونقدر برم که دیگه هیچ چی باهام راه نیاد
یه سنگ قبر پیدا کنم با دو پُرس گل ِ اضافه ....
بشینم و یه دل ِ سیر زار بزنم ... تا هیچ کس فکر نکنه
گریه کردنم بی صاحبه ...........
صاحب که داره ... اما دلش به دنیا نیست ....
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: